عبد الحسين نوايى

146

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

خود افزودند و از انزلى ( بندر پهلوى ) تا رشت و قزوين در همهء نقاط مستقر شدند . رحيم خان چلبيانلو از سران عشاير قراجه‌داغ و از كسانى بود كه شهر تبريز را در فشار محاصره گذاشته و كم مانده بود كه مقاومت مجاهدين تبريز را درهم شكسته شهر را تصرف كند . ولى ورود قشون روس و تلگراف سخت محمد على شاه در رفع محاصره ، نگذاشت كه وى به قصد خود برسد . پس از فتح طهران و استقرار مجدد حكومت مشروطه ، رحيم خان چون خود را در معرض خطر ديد با سپاهيان و افراد عشايرى خود به عنوان كمك به محمد على - ميرزا شهر اردبيل را در معرض حمله قرار داد و دو تلگراف يكى به شاه مخلوع نمود يكى به مليون . در تلگراف وى به شاه قاجار ذكر شده بود كه : « مدت زمانى است اين مشروطه - خواهان اغتشاش و انقلاب در مملكت احداث كرده قتل و غارت‌ها كرده‌اند . اولا كدام از محترمين و اعيان و سادات تبريز بودند كه آنها نكشته و يا خانهاشان را غارت نكرده‌اند و ثانيا در طهران چند نفر از بزرگان و مجتهدينى را كه جانشين امامند به قتل رسانيده‌اند . تمام خيال آنها خرابى ما و انعدام مذهب اسلام و بردن شرف ماست . لذا ما متجاوز از چهار كرور اهالى و تمام خوانين قراجه‌داغ ( ناحيهء ارسباران كنونى ) بيك‌زاده‌ها و روساى قوجه‌بگلو و كدخدايان طوايف شاهسون بالاتفاق مصمم شده كه در چهاردهم رمضان به طرف اردبيل حركت نمائيم و تا جان در بدن داريم هيچكس را نخواهيم گذاشت كه اسم مشروطه را ببرد . از هيچ خدمتى در راه اعليحضرت همايونى مضايقه نداريم . تمام مال و جان خود را قربان اعليحضرت خواهيم كرد . امضا رحيم و نه نفر از سران شاهسون